game

/ɡeɪm/
1noun (اسم)commonplural (جمع): games

اسم — بازی

بازیمسابقهرقابت

فعالیتی یا ورزشی با قوانین مشخص که افراد برای سرگرمی یا رقابت انجام می‌دهند.

An activity or sport with rules where people compete or play for fun.

«بچه‌ها دوست دارند در مدرسه بازی‌های مختلف انجام دهند.»

Children like to play different games at school.

«بازی بسکتبال دیشب هیجان‌انگیز بود.»

The basketball game was exciting last night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
matchمسابقه

رایج. در زمینه‌های ورزشی مشابه game است اما معمولا به یک مسابقه خاص اشاره دارد — «یک مسابقه فوتبال» در مقابل «یک بازی فوتبال».

Common. Similar to 'game' in sports contexts but often refers specifically to a single contest or event — 'a football match' vs. 'a football game'.

contestمسابقه

رسمی. در زمینه‌های رقابتی یا رسمی به کار می‌رود، به‌ویژه مسابقات مهارتی، و کمتر در بازی‌های غیررسمی استفاده می‌شود.

Formal. Often used in competitive or formal contexts, especially contests of skill or talent, less common in casual play.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): game

اسم — شکار

شکارحیوان شکار شده

حیوانات وحشی که برای شکار یا خوراک گرفته می‌شوند.

Wild animals hunted for sport or food.

«گوزن و خرگوش‌ها حیوانات شکار رایج این منطقه‌اند.»

Deer and rabbits are common game animals in this area.

«او صبح زود برای شکار به بیرون رفت.»

He went out to hunt game early in the morning.

تفاوت با واژه‌های مشابه
preyشکار

رایج. به حیواناتی که توسط شکارچیان گرفته می‌شوند اشاره دارد ولی کمتر به شکل نام جمعی مانند game به کار می‌رود.

Common. Refers more broadly to animals hunted or caught by predators, including humans, but less often used as a collective noun like 'game'.

متضادها
3noun (اسم)commonplural (جمع): games

اسم — دور بازی

دور بازیمرحله بازی

یک دور یا مرحله مشخص از انجام بازی یا ورزش.

A particular instance or round of playing a game or sport.

«بازی سه مرحله‌ی پرتنش طول کشید.»

The game lasted for three intense rounds.

«او بازی آخر را با کسب امتیاز نهایی برد.»

He won the last game by scoring the final point.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roundمرحله

رایج. برای وصف یک بخش یا مرحله از بازی یا رقابت به کار می‌رود، در ورزش می‌توان به جای game used شود ولی همه بازی‌ها از round استفاده نمی‌کنند.

Common. Used to describe a segment or stage of a game or competition, interchangeable in sports but not all games use rounds.

4noun (اسم)commonplural (جمع): games

اسم — بازی ویدیویی

بازی ویدیوییبازی رایانه‌ای

نوعی سرگرمی سازمان یافته الکترونیکی که روی کامپیوتر یا کنسول‌ها اجرا می‌شود.

A structured electronic or video entertainment played on computers or consoles.

«بسیاری از نوجوانان ساعت‌ها بازی‌های ویدیویی انجام می‌دهند.»

Many teenagers spend hours playing video games.

«این بازی گرافیک و داستان فوق‌العاده‌ای دارد.»

This game has amazing graphics and story.

تفاوت با واژه‌های مشابه
video gameبازی ویدیویی

رایج. به بازی‌های الکترونیکی که روی صفحه نمایش انجام می‌شوند اشاره می‌کند—خاص‌تر از game به تنهایی.

Common. Refers specifically to electronic games played on screens — more specific than 'game' alone.

5adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): gamersuperlative (عالی): gamest

صفت — مایل

مایلآمادهمشتاق

مایل و آماده برای انجام کاری؛ مشتاق.

Willing and ready to do something; eager.

«من مایلم امشب آن رستوران جدید را امتحان کنم.»

I'm game to try that new restaurant tonight.

«مایلی امروز بعدازظهر یک پیاده‌روی کوتاه داشته باشیم؟»

Are you game for a quick hike this afternoon?

تفاوت با واژه‌های مشابه
willingمایل

رایج. تقریبا هم معنی است و در اکثر موارد قابل جایگزین است — «مایل به کمک» به جای «game to help».

Common. Nearly identical in meaning, used interchangeably in most contexts — 'game to help' means 'willing to help'.

readyآماده

رایج. روی آمادگی تاکید دارد؛ همیشه قابل جایگزین نیست اگر 'game' به شور و اشتیاق خاصی دلالت کند.

Common. Emphasizes preparedness; not always interchangeable if 'game' implies enthusiasm specifically.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000