garibaldi
اسم — بیسکویت گارلیبالدی
نوعی بیسکویت شیرین که از یک لایه کشمش بین دو لایه نازک بیسکویت ترد تشکیل شده است.
A type of sweet biscuit consisting of a layer of currants sandwiched between two thin layers of crisp biscuit.
«او یک بیسکویت گارلیبالدی را با چای خود خورد.»
“He enjoyed a Garibaldi biscuit with his tea.”
«بیسکویتهای گارلیبالدی اغلب 'بیسکویت مگس له شده' نامیده میشوند.»
“Garibaldi biscuits are often called 'squashed fly biscuits'.”
اسم — پیراهن گاریبالدی
پیراهنی قرمز و گشاد، که اغلب با سربازان یا ملوانان مرتبط است و به نام جوزپه گاریبالدی نامگذاری شده است.
A red, loose-fitting shirt, often associated with soldiers or sailors, named after Giuseppe Garibaldi.
«لباس صحنه شامل یک پیراهن قرمز روشن گاریبالدی بود.»
“The stage costume included a bright red Garibaldi shirt.”
«ملوانان گاهی پیراهنهایی به سبک گاریبالدی میپوشیدند.»
“Sailors sometimes wore Garibaldi-style shirts.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. 'بلوز' یک اصطلاح کلی برای پیراهن زنانه است. 'گاریبالدی' به طور خاص به یک سبک تاریخی از پیراهن قرمز گشاد اشاره دارد. اگرچه یک گاریبالدی میتواند بلوز باشد، اما همه بلوزها گاریبالدی نیستند. 'او یک بلوز ابریشمی پوشید.' 'اپرای شخصیت با پیراهن گاریبالدی را نمایش میدهد.'
Everyday. 'Blouse' is a general term for a woman's shirt. A 'Garibaldi' specifically refers to a historical style of a loose red shirt. While a Garibaldi can be a blouse, not all blouses are Garibaldis. 'She wore a silk blouse.' 'The opera features a character in a Garibaldi shirt.'