gashes

gash·es/ɡæʃɪz/
noun (اسم)commonplural (جمع): gashes

اسم — بریدگی‌ها

بریدگی‌هازخم‌های عمیق

بریدگی‌ها یا زخم‌های عمیق، به خصوص بلند و باز.

Deep cuts or wounds, especially long and open ones.

«ضایعات افتاده چندین بریدگی ایجاد کرد.»

The falling debris caused several gashes.

«او از تصادف بریدگی‌های عمیقی روی بازویش داشت.»

He had deep gashes on his arm from the accident.

تفاوت با واژه‌های مشابه
lacerationsپارگی‌ها

رسمی/پزشکی. از نظر معنی بسیار نزدیک به 'gash' است اما اغلب به زخم پاره شده یا دندانه‌دار اشاره دارد، در حالی که 'gash' می‌تواند یک برش تمیز هم باشد. در بافت‌های پزشکی یا رسمی استفاده می‌شود. 'بیمار چندین پارگی داشت' درست است. 'او یک بریدگی عمیق دریافت کرد' درست است.

Formal/medical. Very close in meaning to 'gashes' but often implies a tearing or jagged wound, whereas 'gash' can also be a clean cut. Use in medical or formal contexts. 'The patient had multiple lacerations' works. 'He received a deep gash' works.

cutsبرش‌ها

رایج/روزمره. یک اصطلاح کلی برای هر برش یا زخم. 'Gash' به طور خاص به یک برش عمیق و جدی اشاره دارد. 'Cuts' می‌تواند جزئی باشد. 'او چند برش کوچک روی دستش داشت' درست است. 'یک بریدگی عمیق نیاز به بخیه داشت' درست است.

Common/everyday. A general term for any incision or wound. 'Gash' specifically implies a deep, serious cut. 'Cuts' can be minor. 'He had a few small cuts on his hand' works. 'A deep gash required stitches' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000