gated

gat·ed/ˈɡeɪtɪd/
gatean entrance or door-edpast participle adjective marker
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): gatedsuperlative (عالی): gated

صفت — دارای دروازه

دارای دروازهمحصور شده با دروازه

دارای دروازه یا دروازه‌هایی؛ محصور به منظور امنیت یا حریم خصوصی.

Having a gate or gates; enclosed by gates for security or privacy.

«آن‌ها در یک محله محصور شده با دروازه برای امنیت بیشتر زندگی می‌کنند.»

They live in a gated community for extra security.

«باغ با دروازه محصور شده بود تا حیوانات بیرون بمانند.»

The garden was gated to keep animals out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
enclosedمحصور

رایج. یعنی محصور یا بسته شده، گاهی با دروازه اما وسیع‌تر.

Common. Means surrounded or closed off, sometimes with gates but broader.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000