get together

get to·geth·er/ɡɛt təˈɡɛðər/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جلوس جمعی

جلوس جمعیدیدار گروهیگردهمایی

جمع شدن با دیگران برای دیدار اجتماعی یا هدف مشخص.

To meet in a group socially or for a specific purpose.

«ما باید این آخر هفته برای شام جمع شویم.»

We should get together this weekend for dinner.

«همسایه‌ها هر جمعه شب دور هم جمع می‌شوند.»

The neighbors get together every Friday night.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assembleگردهم آمدن

رسمی. معمولاً برای گروه‌هایی که با هدف خاصی جمع می‌شوند به کار می‌رود، مثلاً «تیم برای جلسه گردهم آمد». کمتر در موقعیت‌های غیررسمی اجتماعی.

Formal. Used for groups gathering usually with a purpose, e.g., 'The team assembled for a briefing.' Less common in casual social use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000