در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که به دلیل آسیب یا ناتوانی به سختی راه میرود؛ معمولاً توهینآمیز است.
A person who walks with difficulty due to injury or disability, often considered offensive.
«او از زمان حادثه لنگ شده است.»
“He has been a gimp since the accident.”
«به او نگویید لنگ؛ این بیادبی است.»
“Don't call him a gimp; it's rude.”
با لنگیدن یا سختی راه رفتن یا حرکت کردن.
To walk or move with a limp or difficulty.
«بعد از آسیب دیدن پا لنگ میزند.»
“He gimps after injuring his leg.”
«بعد از جراحی لنگ میزنم.»
“I gimpy after the surgery.”