gimp

/ɡɪmp/
1noun (اسم)informal

اسم — لنگ

لنگناتوان

کسی که به دلیل آسیب یا ناتوانی به سختی راه می‌رود؛ معمولاً توهین‌آمیز است.

A person who walks with difficulty due to injury or disability, often considered offensive.

«او از زمان حادثه لنگ شده است.»

He has been a gimp since the accident.

«به او نگویید لنگ؛ این بی‌ادبی است.»

Don't call him a gimp; it's rude.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): gimpedpast participle (مفعولی): gimped-ing (حال): gimping3rd (سوم): gimps

فعل — لنگ زدن

لنگ زدن

با لنگیدن یا سختی راه رفتن یا حرکت کردن.

To walk or move with a limp or difficulty.

«بعد از آسیب دیدن پا لنگ می‌زند.»

He gimps after injuring his leg.

«بعد از جراحی لنگ می‌زنم.»

I gimpy after the surgery.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000