gimping

gimp·ing/ˈɡɪmpɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): gimpedpast participle (مفعولی): gimped-ing (حال): gimping3rd (سوم): gimps

فعل — لنگ‌لنگان رفتن

لنگ‌لنگان رفتنراه رفتن با مشکل

راه رفتن یا حرکت کردن با مشکل به دلیل جراحت یا نقص.

Walking or moving with difficulty due to injury or impairment.

«بعد از پیچ خوردن مچ پایش، لنگ‌لنگان راه می‌رفت.»

He was gimping after spraining his ankle.

«او هفته‌ها لنگ‌لنگان راه می‌رفت.»

She kept gimping around for weeks.

تفاوت با واژه‌های مشابه
limpingلنگیدن

روزمره. راه رفتن با مشکل، هم‌معنی در بسیاری از موارد.

Everyday. Walking with difficulty, synonymous in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000