در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ریشهای تند و معطر که به عنوان ادویه یا طعمدهنده در غذا یا گاهی در دارو استفاده میشود.
A pungent, spicy rhizome used as a spice or flavoring in food, or sometimes in medicine.
«من زنجبیل تازه به خوراک سرخکردنی اضافه کردم.»
“I added fresh ginger to the stir-fry.”
«چای زنجبیل برای معده درد خوب است.»
“Ginger tea is good for an upset stomach.”
دارای رنگ قهوهای مایل به قرمز یا زرد مایل به قرمز، معمولاً در مورد مو.
Having a reddish-brown or reddish-yellow color, typically referring to hair.
«او موهای زنجبیلی زیبایی دارد.»
“She has beautiful ginger hair.”
«گربه پوست زنجبیلی داشت.»
“The cat had ginger fur.”
رایج (به عنوان اسم، برای شخص). هنگام توصیف مو، 'red' یا 'ginger' قابل تعویض هستند. "او موهای زنجبیلی دارد." "او یک مو قرمز است." 'Redhead' را نمیتوان مستقیماً به عنوان صفت برای مو استفاده کرد.
Common (as a noun, for a person). When describing hair, 'red' or 'ginger' are interchangeable. 'She has ginger hair.' 'He is a redhead.' 'Redhead' cannot be used as an adjective for hair directly.
رسمی/ادبی. به رنگ قهوهای مایل به قرمز غنی، به ویژه در مورد مو اشاره دارد. "موهای خرمایی مایل به قرمز." اغلب به معنای قرمزی عمیقتر و غنیتر از 'ginger' است که میتواند بیشتر نارنجی باشد.
Formal/Literary. Refers to a rich reddish-brown color, especially of hair. 'Auburn hair.' Often implies a deeper, richer red than 'ginger', which can be more orange.