در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دورهای از زندگی دختر که او کودک یا نوجوان است.
The period in a female's life when she is a girl; her childhood as a girl.
«او اغلب درباره دوران کودکی خود به عنوان دختر یاد میکرد.»
“She often reminisced about her girlhood days.”
«آهنگها او را به دوران دخترانگی معصومانهاش یادآوری میکنند.»
“Songs remind her of her innocent girlhood.”