glossed

/ɡlɒst/
verb (فعل)formalpast (گذشته): glossedpast participle (مفعولی): glossed-ing (حال): glossing3rd (سوم): glosses

فعل — توضیح دادن

توضیح دادنتفسیر کردن

گذشته فعل gloss؛ توضیح دادن یا تفسیر کردن یک متن یا کلمه.

Past tense of gloss; to explain or interpret a text or word.

«او بخش‌های دشوار قرارداد را توضیح داد.»

He glossed over the difficult parts of the contract.

«پاورقی‌ها اصطلاحات پیچیده را برای خواننده توضیح دادند.»

The footnotes glossed complex terms for the reader.

تفاوت با واژه‌های مشابه
explainedتوضیح داد

رایج. هنگام روشن کردن معنی جایگزین glossed می‌شود.

Common. Interchangeable with glossed when clarifying meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000