در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ظاهر براق یا صاف یک سطح.
A shiny or smooth surface appearance.
«میز دارای پوشش براق و درخشان است.»
“The table has a high gloss finish.”
«براقکننده لب به لبها درخشندگی میدهد.»
“Lip gloss adds shine to your lips.”
رایج است. معنی مشابه با تمرکز بر بازتاب نور.
Common. Similar meaning focused on light reflection.
توضیح یا ترجمه یک کلمه یا عبارت دشوار.
An explanation or translation of a difficult word or phrase.
«متن شامل حاشیهنویسی برای کلمات نادر بود.»
“The text included glosses for rare words.”
«او یک توضیح برای توضیح اصطلاح اضافه کرد.»
“She added a gloss to explain the term.”
دادن توضیحی که به طرز گمراهکنندهای مثبت جلوه کند.
To give a misleadingly favorable explanation or description.
«گزارش مشکلات را کماهمیت جلوه داد.»
“The report glossed over the problems.”
«برای راضی کردن او حقایق را تحریف نکن.»
رسمی است. وقتی میخواهند نقصها را با توضیحات مثبت پنهان کنند.
Formal. Used when trying to hide faults by presenting positive explanations.