gnarled

/nɑːrld/
1adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more gnarledsuperlative (عالی): most gnarled

صفت — گره‌دار

گره‌دارپیچ‌خوردهفرسوده

گره‌دار، زبر و پیچ‌خورده، به خصوص به دلیل سن یا کار سخت؛ معمولاً برای توصیف درختان یا دست‌ها استفاده می‌شود.

Knobbly, rough, and twisted, especially due to age or hard work; typically used to describe trees or hands.

«درخت پیر شاخه‌های گره‌دار داشت.»

The old tree had gnarled branches.

«دست‌های فرسوده‌اش سال‌ها کار سخت را نشان می‌داد.»

His gnarled hands showed years of hard labor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
twistedپیچ‌خورده

رایج. 'پیچ‌خورده' به یک کج‌شدگی عمومی اشاره دارد، در حالی که 'گره‌دار' به طور خاص به زبری و گره‌دار بودن ناشی از سن یا فشار اشاره می‌کند. از 'پیچ‌خورده' برای هر شکل مارپیچی یا خمیده و از 'گره‌دار' برای بافت‌های پیر و خشن استفاده کنید.

Common. 'Twisted' implies a general contortion, while 'gnarled' specifically suggests roughness and knobbiness due to age or strain. Use 'twisted' for any spiral or bent shape, 'gnarled' for aged, rugged textures.

knottedگره‌دار

رایج. شبیه 'گره‌دار' در توصیف سطحی با گره‌ها یا برجستگی‌ها. 'گره‌دار' اغلب مفهوم قوی‌تری از سن و سختی را منتقل می‌کند. 'گره‌دار' می‌تواند به گره‌های واقعی نیز اشاره داشته باشد، نه فقط یک سطح بافت‌دار.

Common. Similar to 'gnarled' in describing a surface with knots or protuberances. 'Gnarled' often carries a stronger connotation of age and hardship. 'Knotted' can also refer to actual knots, not just a textured surface.

متضادها
2adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more gnarledsuperlative (عالی): most gnarled

صفت — پیچیده

پیچیدهبغایت دشوار

(در مورد مشکل یا موقعیت) پیچیده و دشوار برای حل یا درک.

(Of a problem or situation) Complicated and difficult to solve or understand.

«آنها با مشکلی پیچیده روبرو بودند که راه‌حل‌های خلاقانه می‌طلبید.»

They faced a gnarled problem that required creative solutions.

«وضعیت سیاسی پیچیده، مذاکرات را بسیار دشوار کرده بود.»

The gnarled political situation made negotiations very difficult.

تفاوت با واژه‌های مشابه
intricateپیچیده

رسمی. 'پیچیده' به قسمت‌های متصل به هم زیاد اشاره دارد که دنبال کردن چیزی را پیچیده می‌کند، در حالی که 'گره‌دار' به مشکلی سخت، دشوار و شاید حل‌نشدنی اشاره دارد. از 'پیچیده' برای طرح‌ها یا نقشه‌های پیچیده، و از 'گره‌دار' برای مشکلات واقعاً سرسخت استفاده کنید.

Formal. 'Intricate' suggests many interconnected parts, making something complex to follow, whereas 'gnarled' implies a difficult, tough, and perhaps intractable problem. Use 'intricate' for complex designs or plots, 'gnarled' for truly stubborn problems.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000