go without saying

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

go with·out say·ing/ɡoʊ wɪˈðaʊt ˈseɪɪŋ/
phrase (عبارت)common

عبارت — نیازی به گفتن نداشتن

نیازی به گفتن نداشتنبدیهی بودن

آن‌قدر روشن یا پذیرفته‌شده بودن که نیازی به گفتنش نباشد.

To be so obvious or accepted that it does not need to be stated.

«بدیهی است که ایمنی در اولویت است.»

It goes without saying that safety comes first.

«حمایت او نیازی به گفتن ندارد.»

Her support goes without saying.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000