go wrong
/ɡoʊ rɔŋ/
phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — خراب شدن
خراب شدنبه مشکل خوردن
آنطور که قرار بوده پیش نرفتن یا درست کار نکردن است.
To fail to happen or work as intended.
«مشکلی برای چاپگر پیش آمد.»
“Something went wrong with the printer.”
«برنامه بعد از ناهار به مشکل خورد.»
“The plan went wrong after lunch.”