در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پسری که غسل تعمید شده و بزرگکردن دینیاش توسط یک پدر یا مادر خوانده حمایت میشود.
A boy who is baptized and whose religious upbringing is sponsored by a godparent.
«او پسرخوانده من است و قول دادم راهنماییش کنم.»
“He is my godson, and I promised to guide him.”
«پسرخوانده در مراسم هدیه ویژهای دریافت کرد.»
“The godson received a special gift at the ceremony.”