godson

god·son/ˈɡɒdsʌn/
godrelating to a deity or spiritual beingsonmale child
noun (اسم)commonplural (جمع): godsons

اسم — پسرخوانده در غسل تعمید

پسرخوانده در غسل تعمید

پسری که غسل تعمید شده و بزرگ‌کردن دینی‌اش توسط یک پدر یا مادر خوانده حمایت می‌شود.

A boy who is baptized and whose religious upbringing is sponsored by a godparent.

«او پسرخوانده من است و قول دادم راهنماییش کنم.»

He is my godson, and I promised to guide him.

«پسرخوانده در مراسم هدیه ویژه‌ای دریافت کرد.»

The godson received a special gift at the ceremony.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000