verb (فعل)commonpast (گذشته): goggledpast participle (مفعولی): goggled-ing (حال): goggling3rd (سوم): goggles
فعل — چشمان گرد شده
چشمان گرد شدهنگاه کردن با تعجب
با چشمان گشاد شده و باز به نشانه شگفتی یا تعجب نگاه کردن.
Looking with wide, staring eyes in surprise or wonder.
«او به حقههای جادوگر با چشمان گشاد شده نگاه میکرد.»
“He was goggling at the magician's tricks.”
«کودکان به نمایش رنگارنگ با تعجب نگاه میکردند.»
“The children were goggling at the colorful display.”
تفاوت با واژههای مشابه
staring— خیره شدن
رایج. نشاندهنده نگاه متمرکز معمولاً طولانیتر از goggling است و ممکن است عنصر تعجب نداشته باشد.
Common. Signifies fixed gaze often longer than 'goggling', may lack surprise element.