goldy

gold·y/ˈɡoʊldi/
goldthe metal gold-ycharacterized by or full of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): goldiersuperlative (عالی): goldiest

صفت — طلایی

طلاییزرین

طلایی یا رنگ طلایی داشتن، اغلب غیررسمی یا محبت‌آمیز

Golden or having a golden color, often informal or affectionate

«او گردنبندی طلایی به رنگ طلایی پوشیده بود که در نور آفتاب می‌درخشید.»

She wore a goldy necklace that sparkled in sunlight.

«برگ‌ها در پاییز به رنگ طلایی تبدیل شدند.»

The leaves turned goldy in autumn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
goldenطلایی

رایج. صفت استاندارد رنگ طلایی است، به جز اینکه 'goldy' غیررسمی یا محبت‌آمیز است.

Common. The standard adjective for gold color, used interchangeably except 'goldy' is informal or affectionate.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000