gonged

/ˈɡɒŋd/
gonga metal disc that makes a deep ringing sound when hit-edpast tense / past participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): gongedpast participle (مفعولی): gonged-ing (حال): gonging3rd (سوم): gongs

فعل — گونگ خورد

گونگ خوردصدای گونگ داد

با گونگ (زنگ) مورد ضربه قرار گرفتن، یا صدای گونگ را درآوردن.

To be struck with a gong, or to make the sound of a gong.

«شروع مراسم با یک ساز برنجی بزرگ اعلام شد.»

The start of the ceremony was gonged by a large brass instrument.

«شرکت‌کننده به دلیل عملکرد ضعیف با صدای گونگ از صحنه خارج شد.»

The competitor was gonged off the stage for a bad performance.

تفاوت با واژه‌های مشابه
struckضربه خورد

متداول. هنگام اشاره به ضربه خوردن قابل تعویض است، اما 'struck' کلی است، در حالی که 'gonged' ابزار ضربه را مشخص می‌کند. 'زنگ ضربه خورد' صحیح است، اما 'زنگ گونگ خورد' به معنی ضربه خوردن به وسیله گونگ است.

Common. Interchangeable when referring to being hit, but 'struck' is general, while 'gonged' specifies the hitting instrument. 'The bell was struck' works, but 'The bell was gonged' means specifically with a gong.

rangزنگ زد

متداول. هنگام اشاره به ایجاد صدا قابل تعویض است، اما 'rang' برای زنگ‌ها کلی است، در حالی که 'gonged' به صدای عمیق و خاص یک گونگ اشاره دارد. 'زنگ به صدا درآمد' گسترده‌تر از 'گونگ صدای گونگ داد' است.

Common. Interchangeable when referring to the sound being made, but 'rang' is general for bells, while 'gonged' implies the specific deep sound of a gong. 'The bell rang' is broader than 'The gong gonged'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000