در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با گونگ (زنگ) مورد ضربه قرار گرفتن، یا صدای گونگ را درآوردن.
To be struck with a gong, or to make the sound of a gong.
«شروع مراسم با یک ساز برنجی بزرگ اعلام شد.»
“The start of the ceremony was gonged by a large brass instrument.”
«شرکتکننده به دلیل عملکرد ضعیف با صدای گونگ از صحنه خارج شد.»
متداول. هنگام اشاره به ضربه خوردن قابل تعویض است، اما 'struck' کلی است، در حالی که 'gonged' ابزار ضربه را مشخص میکند. 'زنگ ضربه خورد' صحیح است، اما 'زنگ گونگ خورد' به معنی ضربه خوردن به وسیله گونگ است.
Common. Interchangeable when referring to being hit, but 'struck' is general, while 'gonged' specifies the hitting instrument. 'The bell was struck' works, but 'The bell was gonged' means specifically with a gong.
متداول. هنگام اشاره به ایجاد صدا قابل تعویض است، اما 'rang' برای زنگها کلی است، در حالی که 'gonged' به صدای عمیق و خاص یک گونگ اشاره دارد. 'زنگ به صدا درآمد' گستردهتر از 'گونگ صدای گونگ داد' است.
Common. Interchangeable when referring to the sound being made, but 'rang' is general for bells, while 'gonged' implies the specific deep sound of a gong. 'The bell rang' is broader than 'The gong gonged'.