gonging

gong·ing/ˈɡɒŋɪŋ/
gonga metal musical percussion instrument-ingforming a verb or action noun
noun (اسم)common

اسم — ضربه زدن به گنگ

ضربه زدن به گنگصدای گنگ

عمل زدن یا به صدا درآوردن گنگ یا طبل فلزی.

The act of striking or sounding a gong.

«صدای گنگ شروع مراسم را اعلام کرد.»

The gonging announced the start of the ceremony.

«صدای گنگ او بلند و واضح بود.»

His gonging was loud and clear.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000