در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مادهای نرم، چسبناک و اغلب نامرتب.
A soft, sticky, often messy substance.
«اسباببازی با ماده سبزرنگ چسبناک پوشیده شده بود.»
“The toy was covered in green goo.”
«مواد چسبناک به دستهایم چسبید.»
“Sticky goo got on my hands.”
غیررسمی/خیلی محاورهای. به مادهای لغزنده و نامطلوب اشاره دارد، مشابه goo.
Informal/slang. Usually slimy and unpleasant substance, similar to goo.