gossamer

goss·a·mer/ˈɡɒsəmər/
adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more gossamersuperlative (عالی): most gossamer

صفت — سبک و ظریف

سبک و ظریفنازک

بسیار سبک، ظریف و نازک.

Very light, delicate, and thin.

«او نقاب نازکی پوشید.»

She wore a gossamer veil.

«پارچه به نرمی و سبکی گوسامر بود.»

The fabric was as light as gossamer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
delicateظریف

رایج. به معنی شکننده یا نازک، گاهی قابل تعویض با gossamer در زمینه‌های خاص.

Common. Means fragile or fine, often interchangeable with gossamer in certain contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000