gourmand
اسم — غذاخور حریص
کسی که از غذا خوردن لذت میبرد و معمولاً بیش از حد یا حریصانه غذا میخورد.
A person who enjoys eating and often eats excessively or greedily.
«غذاخور حریص از هر غذای مهمانی لذت برد.»
“The gourmand enjoyed every dish at the banquet.”
«او به عنوان کسی که بیپایان میتوانست غذا بخورد شناخته میشد.»
“He was known as a gourmand who could eat endlessly.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به کسی با ذائقهٔ ظریف در غذا اشاره دارد؛ الزاماً به معنای زیاد خوردن نیست.
Formal. Refers to someone with refined taste in food; not necessarily excessive eating.
غیررسمی. بر پرخوری زیاد تاکید دارد؛ معمولاً بار منفی دارد.
Informal. Emphasizes excessive eating; often negative.
صفت — پرخور
مرتبط با یا مشخصهٔ یک غذاخور؛ مربوط به لذت بردن از غذا خوردن.
Relating to or characteristic of a gourmand; pertaining to pleasure in eating.
«او نسبت به وعدههای غذایی یک نگرش پرخورانه دارد.»
“He has a gourmand attitude towards meals.”
«لذت غذاخوردن در طعمهای آشپزی او مشهود بود.»
“The gourmand tastes were evident in her cooking.”