grabby

grab·by/ˈɡræb.i/
grabto seize or grasp quickly-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): grabbiersuperlative (عالی): grabbiest

صفت — دست‌انداز

دست‌اندازچنگ‌انداز

بسیار مشتاق و تهاجمی برای گرفتن یا به دست آوردن چیزها، اغلب خودخواهانه یا حریصانه.

Aggressively eager to get or take things, often in a selfish or greedy way.

«او در مهمانی برای اسباب‌بازی‌ها چنگ‌انداز بود.»

He was grabby with toys during the party.

«هنگام تقسیم غذا اینقدر دست‌انداز نباشید.»

Don't be so grabby when sharing food.

تفاوت با واژه‌های مشابه
greedyحریص

متداول. هم‌معنی برای تمایل خودخواهانه به سهم بیشتری داشتن.

Common. Synonym for selfish desire to take more than fair share.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000