grafter

graft·er/ˈɡræf.tər/
graftwork hard or join tissue-erperson who does
noun (اسم)commonplural (جمع): grafters

اسم — کارگر سخت‌کوش

کارگر سخت‌کوشزحمت‌کش

کسی که سخت کار می‌کند، به‌ویژه با دستانش.

Someone who works hard, especially with their hands.

«او در محل ساخت‌وساز واقعاً سخت‌کوش است.»

He's a real grafter on the construction site.

«کارگر سخت‌کوش کار را زود تمام کرد.»

The grafter finished the job early.

تفاوت با واژه‌های مشابه
workerکارگر

رایج. اصطلاح کلی برای کسی که کار می‌کند، معمولاً کار فیزیکی.

Common. General term for someone who works, often physical labor.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000