grandnephew

grand·nep·hew/ˈɡrændˌnɛfjuː/
grandone generation removednephewson of one's sibling
noun (اسم)formalplural (جمع): grandnephews

اسم — دخترزاده پسر

دخترزاده پسرنوه خواهرزاده

پسر بیش‌تر خواهرزاده یا برادرزاده‌ات؛ نوه خواهر یا برادر.

The son of your niece or nephew; your sibling's grandchild.

«نوه خواهرزادۀ من تازه شروع به راه رفتن کرده است.»

My grandnephew just started walking.

«او به نوه خواهرزاده‌اش هدیه داد.»

She gave a gift to her grandnephew.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000