در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پسر بیشتر خواهرزاده یا برادرزادهات؛ نوه خواهر یا برادر.
The son of your niece or nephew; your sibling's grandchild.
«نوه خواهرزادۀ من تازه شروع به راه رفتن کرده است.»
“My grandnephew just started walking.”
«او به نوه خواهرزادهاش هدیه داد.»
“She gave a gift to her grandnephew.”