grandiose

gran·di·ose/ˈɡrændiˌoʊs/
grandlarge, impressive-iosecharacterized by
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): grandiosersuperlative (عالی): grandiosest

صفت — شکوهمند

شکوهمندپرزرق و برقنمایشی

بسیار باشکوه اما اغلب اغراق‌آمیز یا خودنمایانه.

Impressively grand but often excessively or pretentiously so.

«طرح پرزرق و برق به شدت شکست خورد.»

The grandiose scheme failed miserably.

«او دیدگاه نمایشی از آینده‌اش داشت.»

He had a grandiose vision of his future.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pompousمتظاهر

رسمی. به خودنمایی یا تکبر اشاره دارد.

Formal. Emphasizes pretentiousness or arrogance.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000