grandiloquent

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

gran·di·lo·quent/ɡrænˈdɪləkwənt/
grandlarge / impressiveiloquspeak-enthaving quality of
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more grandiloquentsuperlative (عالی): most grandiloquent

صفت — پرطمطراق

پرطمطراقمدعیمبالغه‌آمیز

به کار بردن زبان مغرورانه و اغراق‌آمیز، اغلب برای تأثیرگذاری.

Using pompous or extravagant language, often to impress.

«سخنرانی پرطمطراق او کسی را تحت تأثیر قرار نداد.»

His grandiloquent speech impressed no one.

«سبک کتاب پرمدعا است نه واضح.»

The book’s style is grandiloquent rather than clear.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pompousمتکبر

رسمی. بسیار مشابه، سخن گفتن مغرورانه و بزرگ‌نما را توصیف می‌کند.

Formal. Very similar, describes arrogant or grand speech.

bombasticپرطمطراق

رسمی. تقریباً مترادف؛ زبان پرادعا ولی بی‌محتوا.

Formal. Nearly synonymous; language that sounds impressive but empty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000