gravitic

grav·i·tic/ɡrəˈvɪtɪk/
gravityforce of attraction between masses-icrelating to or characterized by
adjective (صفت)technicalcomparative (تفضیلی): more graviticsuperlative (عالی): most gravitic

صفت — گرانشی

گرانشیوابسته به جاذبه

مربوط به یا ناشی از نیروی جاذبه.

Relating to or caused by gravity.

«نیروهای گرانشی مدارهای سیارات را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند.»

Gravitic forces affect planetary orbits.

«آن‌ها تأثیرات گرانشی را در آزمایشگاه بررسی کردند.»

They studied gravitic interactions in the lab.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gravitationalگرانشی

فنی. در زمینه‌های فیزیکی درباره جاذبه قابل جایگزینی است.

Technical. Used interchangeably in physics contexts about gravity.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000