gridiron
اسم — گریل فلزی
یک تور فلزی که برای پختن غذا روی شعله باز استفاده میشود.
A metal grate used for cooking food over an open flame.
«استیک به خوبی روی گریل فلزی پخته شد.»
“The steak cooked perfectly on the gridiron.”
«آنها سبزیجات را روی توری کبابپز گذاشتند تا برشته شوند.»
“They placed the vegetables on the gridiron for roasting.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول و قابل جایگزین در زمینه پخت غذا برای توری فلزی.
Common and interchangeable in cooking contexts for a metal cooking grid.
اسم — زمین فوتبال آمریکایی
اصطلاحی برای زمین فوتبال آمریکایی، به ویژه خطوط نشانهگذاری شده آن.
A term for American football field, especially referring to the marked field lines.
«بازیکنان در زمین فوتبال آمریکایی صف کشیدند.»
“The players lined up on the gridiron.”
«او در زمین فوتبال آمریکایی تاچداون زد.»
“He scored a touchdown on the gridiron.”