gridiron

grid·i·ron/ˈɡrɪdˌaɪərn/
1noun (اسم)commonplural (جمع): gridirons

اسم — گریل فلزی

گریل فلزیتوری کباب‌پز

یک تور فلزی که برای پختن غذا روی شعله باز استفاده می‌شود.

A metal grate used for cooking food over an open flame.

«استیک به خوبی روی گریل فلزی پخته شد.»

The steak cooked perfectly on the gridiron.

«آنها سبزیجات را روی توری کباب‌پز گذاشتند تا برشته شوند.»

They placed the vegetables on the gridiron for roasting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
grillگریل

متداول و قابل جایگزین در زمینه پخت غذا برای توری فلزی.

Common and interchangeable in cooking contexts for a metal cooking grid.

2noun (اسم)commonplural (جمع): gridirons

اسم — زمین فوتبال آمریکایی

زمین فوتبال آمریکایی

اصطلاحی برای زمین فوتبال آمریکایی، به ویژه خطوط نشانه‌گذاری شده آن.

A term for American football field, especially referring to the marked field lines.

«بازیکنان در زمین فوتبال آمریکایی صف کشیدند.»

The players lined up on the gridiron.

«او در زمین فوتبال آمریکایی تاچ‌داون زد.»

He scored a touchdown on the gridiron.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000