در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل grit: به هم فشار دادن دندانها.
Past tense of grit: to clench or grit one's teeth.
«او از روی ناامیدی دندانهایش را به هم فشرد.»
“She gritted her teeth in frustration.”
«او دندانهایش را به هم فشرد و درد را تحمل کرد.»
“He gritted his teeth and endured the pain.”