groaned

/ɡroʊnd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): groanedpast participle (مفعولی): groaned-ing (حال): groaning3rd (سوم): groans

فعل — نعره کشیدن

نعره کشیدنناله کردن

صدای عمیق و ناخوشایندی که برای ابراز درد یا نارضایتی داده می‌شود.

Made a deep, inarticulate sound expressing pain or displeasure.

«بعد از زدن سرش ناله کرد.»

He groaned after hitting his head.

«تماشاگران به شوخی بد ناله کردند.»

The audience groaned at the bad joke.

تفاوت با واژه‌های مشابه
moanedناله کردن

رایج. شبیه به groan است ولی اغلب نرم‌تر و بلندتر است.

Common. Similar to groan but often softer and more prolonged.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000