grubbiness

grub·bi·ness/ˈɡrʌbɪnis/
grubbydirty or grimy-nessstate or quality
noun (اسم)common

اسم — کثیفی

کثیفیچربی

وضعیت یا کیفیت کثیف و چرک بودن.

The state of being dirty or grimy.

«کثیفی لباس‌هایش او را شرمنده کرد.»

The grubbiness of his clothes embarrassed him.

«شستشوی مرتب کثیفی را کاهش می‌دهد.»

Regular washing reduces grubbiness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dirtinessکثیفی

رایج؛ اصطلاح کلی برای کثیف بودن.

Common; general term for being unclean or dirty.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000