guignol

gui·gnol/ˈɡiːnjɒl/
1noun (اسم)technicalplural (جمع): guignols

اسم — نمایش گیگنول

نمایش گیگنولعروسک‌گردانی گیگنول

یک نمایش عروسکی، به ویژه نمایشی با مضامین وهم‌انگیز یا گروتسک و اغلب خشونت‌آمیز، که در لیون فرانسه سرچشمه گرفته است.

A puppet show, especially one featuring macabre or grotesque themes and often violence, originating in Lyon, France.

«نمایش با طنز سیاه خود، عناصری از گیگنول بزرگ را داشت.»

The play had elements of Grand Guignol with its dark humor.

«اجراهای گیگنول بخشی سنتی از تئاتر عروسکی فرانسه هستند.»

Guignol performances are a traditional part of French puppet theatre.

2adjective (صفت)literarycomparative (تفضیلی): more guignolsuperlative (عالی): most guignol

صفت — گیگنول‌وار

گیگنول‌وارگروتسک

مشخصه آن مضامین گروتسک، وهم‌انگیز یا خشونت‌آمیز است، اغلب به شیوه‌ای اغراق‌آمیز یا تئاتری.

Characterized by grotesque, macabre, or violent themes, often in an exaggerated or theatrical way.

«این فیلم مجموعه‌ای از صحنه‌های گیگنول‌وار را به نمایش گذاشت.»

The film featured a series of guignol scenes.

«داستان‌گویی او کیفیتی مشخصاً گیگنول‌وار داشت.»

His storytelling had a distinctly guignol quality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
macabreوهم‌انگیز

رسمی/ادبی. «Macabre» به طور خاص بر مرگ و فساد تمرکز دارد، اغلب به شکلی آشفته‌کننده. اگرچه «guignol» می‌تواند وهم‌انگیز باشد، اما عناصر گروتسک و خشونت‌آمیز فراتر از صرفاً مرگ را نیز در بر می‌گیرد.

Formal/Literary. 'Macabre' focuses specifically on death and decay, often in a disturbing way. While 'guignol' can be macabre, it also encompasses grotesque and violent elements beyond just death.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000