guilts

/ɡɪlts/
guiltthe fact of having committed an offense-splural marker
noun (اسم)commonplural (جمع): guilts

اسم — احساس گناه

احساس گناهگناهان

جمع guilt: احساس گناه یا پشیمانی برای تخلفات.

Plural of guilt: Feelings of culpability or regret for offenses.

«گناهان متعددش بر وجدان او سنگینی می‌کرد.»

Her many guilts weighed heavily on her conscience.

«او تلاش کرد با کارهای نیک از گناهانش فرار کند.»

He tried to escape his guilts through good deeds.

تفاوت با واژه‌های مشابه
remorsesپشیمانی‌ها

رسمی/ادبی. 'پشیمانی' به یک پشیمانی عمیق و دردناک برای کار اشتباه اشاره دارد، اغلب شدیدتر از 'گناه'. 'او از کارهایش پشیمانی عمیقی حس کرد' درست است، 'او گناهان عمیقی برای کارهایش حس کرد' نیز درست است اما کمتر رایج است.

Formal/Literary. 'Remorse' implies a deep, painful regret for a wrongdoing, often more intense than 'guilt'. 'He felt deep remorses for his actions' works, 'He felt deep guilts for his actions' also works but is less common.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000