verb (فعل)commonpast (گذشته): gulledpast participle (مفعولی): gulled-ing (حال): gulling3rd (سوم): gulls
فعل — فریب خورده
فریب خوردهگول زده شده
گذشته فعل gull: فریب دادن یا گول زدن کسی.
Past tense of gull: fooled or deceived someone.
«او فریب خورد و ساعت تقلبی خرید.»
“He was gulled into buying a fake watch.”
«بسیاری از گردشگران توسط کلاهبرداریها گول میخورند.»
“Many tourists are gulled by scams.”
تفاوت با واژههای مشابه
deceived— فریب خورده
رایج. اصطلاح کلی برای فریب خوردن یا گمراه شدن.
Common. General term for being tricked or misled.