در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
گذشته فعل gull: فریب دادن یا گول زدن کسی.
Past tense of gull: fooled or deceived someone.
«او فریب خورد و ساعت تقلبی خرید.»
“He was gulled into buying a fake watch.”
«بسیاری از گردشگران توسط کلاهبرداریها گول میخورند.»
“Many tourists are gulled by scams.”
رایج. اصطلاح کلی برای فریب خوردن یا گمراه شدن.
Common. General term for being tricked or misled.