در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک معلم معنوی، به خصوص در آیین هندو.
A spiritual teacher, especially in Hinduism.
«گوروی روحانی پیروان زیادی داشت.»
“The spiritual guru had many followers.”
«او پس از سالها تجربه به یک گورو بازاریابی تبدیل شد.»
“He became a marketing guru after years of experience.”
روزمره. به یک مشاور باتجربه و قابل اعتماد اشاره دارد، اغلب در زمینه حرفهای یا شخصی، نه لزوماً روحانی. 'او مربی من در تجارت بود' درست است، 'او مربی روحانی من بود' هم میتواند درست باشد، اما 'گورو' بیشتر بر جنبه روحانی تاکید دارد.
Everyday. Refers to an experienced and trusted adviser, often in a professional or personal context, not necessarily spiritual. 'He was my mentor in business' works, 'He was my spiritual mentor' could also work, but 'guru' emphasizes the spiritual aspect more.
رسمی/ادبی. فردی فوقالعاده دانا. میتواند در بافت روحانی استفاده شود، اما معمولاً بر حکمت و دانش عمیق تاکید دارد. 'خردمند پیر حکمت خود را به اشتراک گذاشت' درست است.
Formal/literary. An exceptionally wise person. Can be used in a spiritual context, but usually emphasizes wisdom and profound knowledge. 'The old sage shared his wisdom' works.