در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
نوعی افسار مخصوص اسب که به جای دهانبند از تسمه روی بینی استفاده میکند.
A type of bridle for horses without a bit, using a noseband to control the animal.
«سوارکار از هکمور برای هدایت آرام اسب استفاده کرد.»
“The rider used a hackamore to guide the horse gently.”
«در برخی تکنیکهای آموزش، استفاده از هکمور ترجیح داده میشود.»
“Hackamores are preferred for some training techniques.”