در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ظاهر خسته، پژمرده یا بیمار، به ویژه به دلیل نگرانی یا خستگی.
Looking tired, worn out, or sick, especially because of worry or exhaustion.
«او بعد از سفر طولانی، خسته و پژمرده به نظر میرسید.»
“He looked haggard after the long journey.”
«چهره پژمرده او نشانههایی از استرس داشت.»
“Her haggard face showed signs of stress.”
رسمی/ادبی. بیشتر روی لاغری و رنگپریدگی تاکید دارد؛ زمینه مشابه.
Formal/literary. Focuses more on thinness and pallor; similar context.