handcuff
اسم — دستبند
ابزار فلزی که مچهای یک فرد را به هم قفل میکند، به ویژه توسط پلیس استفاده میشود.
A metal fastening device that secures a person's wrists together, used especially by police.
«مشکوک را دستبند زدند.»
“The suspect was put in handcuffs.”
«مامورها پس از بازجویی دستبندها را باز کردند.»
“Officers removed the handcuffs after questioning.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. بندهایی که روی مچ یا مچ پا بسته میشوند، مشابه دستبند اما سنگینتر.
Formal. Restraints used on wrists or ankles, similar to handcuffs but can be heavier.
فعل — دستبند زدن
بستن دستهای کسی با دستبند.
To fasten someone’s wrists with handcuffs.
«مامور زندانی را دستبند زد.»
“The officer handcuffed the prisoner.”
«آنها مشکوک را محکم دستبند زدند.»
“They handcuffed the suspect tightly.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنی مشابه، اغلب برای محدودیت سریع یا غیررسمی به کار میرود.
Common. Similar meaning, often used for informal or quick restraint.