در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بهصورت ماهرانه یا آسان؛ به راحتی.
In a skillful or convenient manner; easily.
«او به راحتی مسابقه را برد.»
“She handily won the race.”
«این ابزار به راحتی در جیب شما جا میشود.»
“The tool fits handily in your pocket.”
قید رایج که به کاری بدون مشکل اشاره دارد؛ handily مشابه است اما میتواند نشانه مهارت یا آسانی باشد.
Common adverb indicating something done without difficulty; handily is similar but can imply skill or ease.