handily

hand·i·ly/ˈhændɪli/
handyconvenient, skillful-lyadverb forming suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): handyposition (جایگاه): end

قید — به‌راحتی

به‌راحتیماهرانه

به‌صورت ماهرانه یا آسان؛ به راحتی.

In a skillful or convenient manner; easily.

«او به راحتی مسابقه را برد.»

She handily won the race.

«این ابزار به راحتی در جیب شما جا می‌شود.»

The tool fits handily in your pocket.

تفاوت با واژه‌های مشابه
easilyبه‌راحتی

قید رایج که به کاری بدون مشکل اشاره دارد؛ handily مشابه است اما می‌تواند نشانه مهارت یا آسانی باشد.

Common adverb indicating something done without difficulty; handily is similar but can imply skill or ease.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000