handkerchief

hand·ker·chief/ˈhændkərtʃɪf/
handthe handkerchiefa piece of cloth for the head or face
noun (اسم)commonplural (جمع): handkerchiefs

اسم — دستمال گردن

دستمال گردندستمال جیبی

پارچه کوچک برای پاک کردن بینی یا صورت

A small piece of cloth used for wiping one's nose or face

«او دستمالی برای پاک کردن صورتش بیرون آورد.»

He pulled a handkerchief to wipe his face.

«او همیشه یک دستمال جیبی در کیفش دارد.»

She always carries a handkerchief in her bag.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tissueدستمال کاغذی

روزمره. دستمال یک‌بارمصرف کاغذی برای پاک کردن، برخلاف دستمال‌های پارچه‌ای.

Everyday. Disposable paper used for wiping, unlike cloth handkerchiefs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000