handiwork

hand·i·work/ˈhæn.di.wɜːrk/
handmanual or by handilinking vowelworksomething done or made
noun (اسم)common

اسم — کار دستی

کار دستیاثر هنری

کاری که با دست انجام شده، به ویژه اگر نشان‌دهنده مهارت باشد.

Work done by hand, especially showing skill.

«این لحاف کار دستی زیبای مادربزرگش است.»

The quilt is a beautiful handiwork of her grandmother.

«او از کار دستی ظریف نجار خوشش آمد.»

He admired the fine handiwork of the carpenter.

تفاوت با واژه‌های مشابه
craftsmanshipمهارت دستی

معمولاً به مهارت در کار دستی گفته می‌شود؛ اغلب در ستایش کیفیت قابل جایگزینی است.

Often refers to the skill involved in handiwork; usually interchangeable when praising quality.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000