hant

/hænt/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): hantedpast participle (مفعولی): hanted-ing (حال): hanting3rd (سوم): hants

فعل — زیارت کردن

زیارت کردنهمیشه رفتن به

(دیرین) شکل لهجه‌ای قدیمی برای بیان عادت یا عمل مکرر، معادل 'haunt'.

(archaic) Used to indicate habit or frequent action, historically a dialect form of 'haunt'.

«او هر یکشنبه به کلیسای قدیمی می‌رفت.»

He hant the old church every Sunday.

«گفته می‌شود روح‌های زیادی این جنگل‌ها را تسخیر کرده‌اند.»

Many spirits are said to hant these woods.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hauntزیارت کردن

قدیمی و لهجه‌ای. به معنی مراجعه مکرر است اما در زبان امروز بسیار کم استفاده می‌شود.

Archaic. Means to visit frequently or habitually, but 'hant' is dialect and archaic, less used today.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000