haphazardly

hap·haz·ard·ly/ˌhæpˈhæzərdli/
hapchance, luckhazarddanger, risk-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): haphazardposition (جایگاه): middle

قید — به طور بی‌برنامه

به طور بی‌برنامهبه شکل نامنظم

به شکل تصادفی، بدون برنامه یا بی‌نظم.

In a random, unplanned, or disorganized manner.

«کتاب‌ها به شکل بی‌نظم روی قفسه گذاشته شده بودند.»

Books were stacked haphazardly on the shelf.

«ابزارها را بدون ترتیب مرتب کرد.»

He arranged the tools haphazardly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
randomlyبه طور تصادفی

رایج. تقریباً قابل جایگزینی، اما 'randomly' بر تصادف و 'haphazardly' بر بی‌نظمی تاکید دارد.

Common. Almost interchangeable except 'randomly' focuses on chance, while 'haphazardly' emphasizes lack of order.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000