happened

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

hap·pened/ˈhæpənd/
happento take place; occur-edpast tense/past participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): happenedpast participle (مفعولی): happened-ing (حال): happening3rd (سوم): happens

فعل — اتفاق افتاد

اتفاق افتادرخ دادپیش آمد

زمان گذشته و اسم مفعول فعل "happen" به معنای چیزی که اتفاق افتاده یا رخ داده است.

The past tense and past participle of 'happen', meaning something took place or occurred.

«تصادف به سرعت اتفاق افتاد.»

The accident happened quickly.

«تعجب می‌کنم چه اتفاقی برایشان افتاد.»

I wonder what happened to them.

تفاوت با واژه‌های مشابه
occurredرخ داد / واقع شد. رسمی. اغلب می‌تواند جایگزین 'happened' شود، به خصوص در گفتار نوشتاری یا رسمی‌تر. 'The event occurred yesterday' رسمی‌تر از 'The event happened yesterday' است. می‌تواند به رویداد برنامه‌ریزی شده نیز اشاره کند. 'چه اتفاقی افتاد؟' در مکالمه روزمره طبیعی‌تر از 'چه رخ داد؟' است. Formal. Often interchangeable with 'happened', especially in written or more formal speech. 'The event occurred yesterday' sounds more formal than 'The event happened yesterday'. Can also imply a planned event. 'What happened?' is more natural than 'What occurred?' in everyday conversation. رسمی. اغلب می‌تواند جایگزین 'happened' شود، به خصوص در گفتار نوشتاری یا رسمی‌تر. 'رویداد دیروز رخ داد' رسمی‌تر از 'رویداد دیروز اتفاق افتاد' است. می‌تواند به رویداد برنامه‌ریزی شده نیز اشاره کند. 'چه اتفاقی افتاد؟' در مکالمه روزمره طبیعی‌تر از 'چه رخ داد؟' است.
transpiredفاش شد / برملا شد / اتفاق افتاد. رسمی/ادبی. به معنای اتفاق افتادن یا آشکار شدن است، اغلب به چیزی که فاش یا کشف شده اشاره دارد. 'It transpired that he was innocent' درست است. وقتی فقط به معنای 'اتفاق افتادن' بدون حس فاش شدن باشد، جایگزین‌پذیر نیست. 'The accident transpired' نادرست است. Formal/literary. Means to happen or become known, often implies something revealed or discovered. 'It transpired that he was innocent' works. Not interchangeable when simply meaning 'occurred' without the sense of revelation. 'The accident transpired' is incorrect. رسمی/ادبی. به معنای اتفاق افتادن یا آشکار شدن است، اغلب به چیزی که فاش یا کشف شده اشاره دارد. 'فاش شد که او بی‌گناه است' درست است. وقتی فقط به معنای 'اتفاق افتادن' بدون حس فاش شدن باشد، جایگزین‌پذیر نیست. 'حادثه فاش شد' نادرست است.
befellرخ داد / بر سر آمد. ادبی/کهن. شکل گذشته فعل 'befall' است و بیشتر در متون ادبی یا رسمی برای اشاره به اتفاقات، معمولاً ناگوار، که برای کسی رخ می‌دهد، به کار می‌رود. 'What befell him was tragic' درست است، اما در مکالمات روزمره بسیار غیرطبیعی است. 'happened' بسیار رایج‌تر و عمومی‌تر است. Literary/archaic. The past tense of 'befall', mainly used in literary or formal contexts to refer to events, often unfortunate ones, that happen to someone. 'What befell him was tragic' works, but it is very unnatural in everyday conversation. 'Happened' is much more common and general. ادبی/کهن. شکل گذشته فعل 'befall' است و بیشتر در متون ادبی یا رسمی برای اشاره به اتفاقات، معمولاً ناگوار، که برای کسی رخ می‌دهد، به کار می‌رود. 'آنچه بر سر او آمد تراژیک بود' درست است، اما در مکالمات روزمره بسیار غیرطبیعی است. 'happened' بسیار رایج‌تر و عمومی‌تر است.
متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000