hapless

hap·less/ˈhæpləs/
hapluck or chance-lesswithout
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): haplessersuperlative (عالی): haplessest

صفت — بدشانس

بدشانساز شانس بد بهره‌مند نشده

بدشانس یا گرفتار اتفاقات ناخوشایند، به‌ویژه به دلیل شانس بد.

Unlucky or unfortunate, especially because of bad luck.

«مسافر بدشانس دو بار گذرنامه‌اش را گم کرد.»

The hapless traveler lost his passport twice.

«او برای قربانیان بی‌بخت ناراحت بود.»

She felt sorry for the hapless victims.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unfortunateبدشانس

رایج. در بسیاری موارد جایگزین hapless می‌شود.

Common adjective. Can replace 'hapless' in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000