hard-nosed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌhɑrdˈnoʊzd/
hard-strict or toughnosefront part of the face-edhaving
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more hard-nosedsuperlative (عالی): most hard-nosed

صفت — سرسخت و واقع‌بین

سرسخت و واقع‌بینقاطع

واقع‌بین، سرسخت و کم‌تأثیرپذیر از احساسات است.

Practical, tough, and not easily influenced by emotion.

«او مذاکره‌کننده‌ای سرسخت و واقع‌بین است.»

She is a hard-nosed negotiator.

«به یک برنامهٔ کسب‌وکار واقع‌بینانه و قاطع نیاز داریم.»

We need a hard-nosed business plan.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000