hardball

hard·ball/ˈhɑːrdˌbɔːl/
harddifficult or firmballa spherical object used in games or sports
1noun (اسم)common

اسم — بیسبال سخت

بیسبال سختتوپ سخت در بیسبال

نوعی بیسبال که از توپ سخت به جای توپ نرم استفاده می‌شود.

A type of baseball using a hard ball instead of a soft one.

«او در بازی با توپ سخت بیسبال بازی کرد.»

He played hardball with the tough ball in the game.

«بیسبال سخت در لیگ‌های آمریکایی محبوب است.»

Hardball is popular in American baseball leagues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
baseballبیسبال

رایج. به بازی بیسبال معمولی با توپ سخت اشاره دارد، در مواقعی که نوع توپ مورد تاکید است، قابل‌جایگزینی با hardball است.

Common. Refers to the standard sport generally played with a hard ball, interchangeable with hardball when emphasizing the ball type.

2noun (اسم)common

اسم — شیوه سخت

شیوه سخترویکرد خشنتاکتیک بی‌رحمانه

به صورت استعاری، رفتارها یا راهکارهای سخت، بی‌رحمانه یا بدون مصالحه.

Metaphorically, actions or tactics that are tough, ruthless, or uncompromising.

«آن‌ها در مذاکرات روش سخت را به کار بردند تا بهترین توافق را به دست آورند.»

They played hardball in the negotiations to get the best deal.

«اگر می‌خواهی احترام بگذاری، گاهی باید با قاطعیت عمل کنی.»

If you want respect, sometimes you have to play hardball.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ruthlessnessبی‌رحمی

رسمی. به بی‌رحمی اشاره دارد و گاهی با تاکتیک‌های hardball همپوشانی دارد.

Formal. Indicates lack of pity or compassion, sometimes overlapping with 'hardball' tactics.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000