harken

har·ken/ˈhɑːrkən/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): harkedpast participle (مفعولی): harked-ing (حال): harkening3rd (سوم): harkens

فعل — گوش دادن

گوش دادنمراقب بودن

نوع قدیمی یا شعری به معنی گوش دادن یا توجه کردن.

Archaic or poetic form meaning to listen or pay attention.

«به صدای شب گوش فرا دهید.»

Harken to the sound of the night.

«آنها به سنت‌های قدیمی توجه می‌کنند.»

They harken back to old traditions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
listenگوش دادن

معادل رایج امروزی؛ harken حالت شعری یا قدیمی دارد.

Common modern equivalent; 'harken' is poetic or archaic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000