hasty

has·ty/ˈheɪsti/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): hastiersuperlative (عالی): hastiest

صفت — عجول

عجولشتاب‌زده

انجام شده به سرعت و بدون تفکر یا دقت کافی.

Done quickly without enough thought or care.

«او تصمیمی عجولانه گرفت بدون در نظر گرفتن حقایق.»

He made a hasty decision without considering the facts.

«در پاسخ دادن به سوالات عجول نباش.»

Don't be hasty when answering questions.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quickسریع

رایج. سرعت را نشان می‌دهد اما الزاما کم‌دقت نیست؛ hastی به عجول بودن اشاره دارد.

Common. Indicates speed but not necessarily lack of care; 'hasty' implies rashness.

rashعجولانه

رسمی. به قضاوت نادرست به خاطر تصمیمات سریع اشاره دارد.

Formal. Implies poor judgment due to quick decisions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000